« تازه ترین فکاهی ها

نفرک همرای رفیق های خود نشسته بود و شراب میخورد یکدفعه از جای خود ایستاده شد و با صدای بلند گفت که مره ایلا بتین که میروم و نیکر زن خوده میکشم.

رفیق هایش وارخطا شدن و گفتن که بشین ده جایت به نیکر زن بیچاریت چی غرض داری؟

گفت: لوده ها لاشتکش کمر مره اوگار کد…

○○○○○

کدام نفر نشه بوده میره تشناب سر کمود میشینه. 10 دقیقه یک رنگ عاروق میزنه از سر کمود میخیزه میگه بخیالم که چپه شیشته بُودم.

○○○○○

کدام افغان ده طیاره مسافرت می کده و انگلیسی نمی فهمیده. از روی کتاب یک جمله ره به خدمه میگه: آیا میتوانم من شیر گرم داشته باشم؟

خدمه طیاره که بسیار شوخ بوده سینه خوده به او کشیده که بگیر نوش جان کو.

او افغان ده سر سر خود میزده که کاشکی ازی زن یک گیلاس (شاش) میخواستم…

○○○○○

your ad here

نظری بدهید