« چرسی و پودری

یک چرسی و یک پودری ده مراسم تدفین رفتن.

ده جریان مراسم پودری گوزش رفت، چرسی گفت: بادار، وختی سر جنازه میایی کونته سایلنت کو…

چند لحظه بعد پودری ره دید که کون خوده شور داده میره چرسی پرسید: چی گپ است؟

پودری گفت: لالا حالی ده لرزه ماندیم، باز زنگ آمده…

your ad here

یک نظر برای “چرسی و پودری”

  • 27/07/2016
    حبیب الله مینه پال نوشته است

    بیسار خواب دوستت دارم

  • 02/08/2016
    Basira نوشته است

    او خدا جالب بود

نظری بدهید