« فکاهی های جدید

یک معتاد 2 تا سیگرت میکشده، کسی پرسانش کده که چرا 2 تا سیگرت میکشی؟
معتاد گفته یکیش بری خودم است یکیش بری دوستم که ده زندان است.
چند روز بعد می بینن که همو معتاد یکدانه سیگرت میکشه،
پرسیدن که دوستت از زندان خلاص شد؟
معتاد میگه: نی مه سیگرت ره ترک کدیم!!!

 

○○○○○○○○○○

 

یک وردکی همرای خر خود قصد داشته از مرز قاچاقی تیر شوه.
ده نزدیکای مرز که رسیدن خر شروع میکنه به هنگ زدن…
وردکی میگه به سر بچیم قسم میفامدیم که تو هم جاسوس استی!!!

 

○○○○○○○○○○

 

خروس و ماکیان  میرن پیش دوکاندار و میگن دو تا تخم مرغ بتی!!
دوکاندار میگه چرا خودت تخم نمی مانی؟
ماکیان میگه ما هنوز نکاح نکدیم!!!

 

○○○○○○○○○○

 

ﻗﺎﺿﯽ: ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻬﻢ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ خشوی خود را ﺑﺎ ﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳاﻧﺪﯾﺪ.
یکی از ﺣﻀﺎﺭ: ﻧﺎﻣﺮﺩِ دورغگوی!!!
قاضی: ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻬﻢ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ زن تانرا هم  ﺑﺎ ﻫﻤاﻥ ﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳاﻧﺪﯾﺪ.
دوباره همان شخص: ﻧﺎﻣﺮﺩﺩﺩﺩِ دورغگوی !!!
ﻗﺎﺿﯽ : ﺷﻤﺎ کی ﻫﺴﺘید ﮐﻪ ﺍینقدر دشنام میدهید؟؟؟
شخص: قاضی صاحب! ﻣﻦ ﻫﻤﺴﺎیه شان ﻫﺴﺘﻢ، ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﺮﺩ 2 ﺳﺎل است ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯی ﭼﮑﺶ طلب میکنم میگه ﻧﺪﺍﺭﻡ!!!

 

○○○○○○○○○○

 

your ad here

9 نظربرای “فکاهی های جدید”

  • 18/11/2013
    سیداحسان سادات نوشته است

    جالب بود.

  • 12/05/2014
    Samiullah نوشته است

    سلام ‏samiullah

  • 25/05/2014
    fatima نوشته است

    بسیار خنده دار هم نیست جو بازهم آفرین به همو آدم که این را نوشته کرده

  • 25/05/2014
    fatima نوشته است

    خهههههههتتتهعاعاجچ

  • 01/06/2014
    sara نوشته است

    بسیار خنده دار هم نیست کجا خنده دار بود لوده

  • 30/07/2014
    marwa نوشته است

    jalib booood ama kame 😀 😉

  • 30/10/2014
    رحمن الله شرقی زاده نوشته است

    بسیار مقبول و زیبا

  • 07/11/2014
    Rahmanullah sharqizada نوشته است

    بسیار جالب و خنده دار

  • 20/10/2015
    Ahmad نوشته است

    Bd naist

نظری بدهید