« فیل و مورچه

فیل آببازی داشته که مورچه آمده، فیل ره گفته برای از حوض کاریت دارم.
فیل که برامده گفته بگو کاریته.
مورچه گفته هیچ مه قکر کدم نیکرم ده جان تو است.‎

**********

یک روز فیل زخمی شد و او را برای جراحی به اتاق عملیات بردند، بعد از ختم عملیات، داکتر از اتاق خارج شد و با تعجب دید که مورچۀ در دهلیز قدم می زند، داکتر پیش رفت و پرسید: اینجا چه می خواهی؟
مورچه جواب داد: داکتر صاحب! این مجروح دوست من است، آمده ام که اگر ضرورت شد به ایشان خون بدهم.

**********

یک روز فیل ده راه روان بوده که تصادفا پایشه روی یک مورچه میمانه و مورچه با خوشحالی میگه : آخ، شکر خدایا امی قولنج هایم شکست.

**********

یک فیل و یک مورچه عروسی می کنن. یک روز جنگ میکنن. فیل می خواسته پای خوده بالای مورچه بمانه که مورچه چیغ می زنه: اگه به مه رحم نمی کنی به بچیت که ده شکمم است رحم کو.

**********

یک مورچه و یک زرافه عروسی می کنن. شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیدا می شه.
زرافه از مورچه پرسان میکنه: ایقه وقت کجا بودی ؟
مورچه می گه :ده راه بودم که بیایم ماچ کنمت.

*********

your ad here

4 نظربرای “فیل و مورچه”

  • 11/02/2014
    mustafa نوشته است

    reall awful

  • 29/11/2014
    مصطفی نوشته است

    هاهاهاهاهاها

  • 23/08/2015
    نازش نوری نوشته است

    هاهاهاهاها

  • 26/03/2017
    Ramez Rayyan نوشته است

    ای مورچه هم چقدر 420 بوده مرده ره

نظری بدهید