« تازه ترین فکاهیات 2

وردکی زنگ میزنه به داکتر میگه ببخشید شما متخصص پوست هستید؟
داکتر میگه: بلی، بفرمایید!
وردکی میگه: پوست بز را چند میخرید؟

***********

 

یک وردکی روزی ریسمان را در کمر خود انداخته بود.
شخصی ازاو پرسید چرا ریسمان را در کمرت انداخته یی؟
وردکی جواب داد خودکشی می کنم.
آن شخص گفت وقتی که خودکشی میکنی چرا ریسمان را در گردنت نمی اندازی؟
وردکی جواب داد دیروز در گردنم انداخته بودم نزدیک مرده بودم.

 

***********
از یک اطرافي پرسیدن که چرا تمام فکاهی ها در باره شما است؟
اطرافی گفت: کتابچه خاطرات ما را دزدی کرده اند.

 

***********
یک دهاتی به دکاندار میگه یک سطل روغن کار داشتم.
دکاندار میگه شایسته چطور است؟
دهاتی میگه فضل خدا خوب است کالا شویی داشت.

 

***********

 

میگه یک زن در زایشگاه دوگانگی پیدا کرد.
وقتی طفلای خوده دید، شروع کد به گریه کدن.
داکتر از زن پرسید که چرا گریه میکنی؟
زن گفت مه خو یک شوهر دارم پس دو تا طفل از کجا شد؟

 

***********

 

روزی ملا به جنگ رفت. و با خود سپر بزرگی را به میدان جنگ برد.
ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد؛
و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟

 

************

 

وردکی از بس پایین شد، دیدن زیر بس ره سیل داره.
موتروان پرسید: چیست بیادر چیزی شده؟ چیزی گم کدی؟
وردکی میگه: بلی، وقتیکه میخواستم سوار شوم بوتایمه همینجه کشیده بودم… حالی نیست!

 

***********

your ad here

31 نظربرای “تازه ترین فکاهیات 2”

  • 10/04/2013
    حيات الله نوشته است

    بسيار فكاهيات خنده دار بود اميدوارم كه باز هم اينطور فكاهيات داشته باشيد . تشكر

  • 14/04/2013
    احمدفرید نوشته است

    لطفآ دوستان به دیگر برادران تان توهین نکنید چون شایسته ما و شما نیست…مثلا در بالا در باره وردکی گفته بودید حالانکه من از وردک نیستم اما باز هم نباید گروهی را توهین کرد…بااحترام.

  • 25/04/2013
    آرش "طاهری" نوشته است

    من هم از هم وطنانم خواهش مندم تا بالای دوستان، همسایه گان، برادران و خیشاوندان خود تمسخور نکنید چون این عمل برای ما و شما شایستگی ندارد…تشکر با احترامات

  • 26/04/2013
    jabir نوشته است

    II

  • 26/04/2013
    jabir نوشته است

    بسیار فکاحی عالی به امید از این که جدید تر جور شود تشکر با احترام

  • 22/05/2013
    rezwan نوشته است

    بسیار عالی بود امید است باز هم از این فکاهی ها بگزارید

  • 05/06/2013
    حامد نوشته است

    بسیار عالی بود و فکاهیات خیلی خنده اور تشکر دیکر هم ارسال نماید .

  • 20/06/2013
    کمال الدین اختیاری نوشته است

    بسیار عالی بود.تانکس.امیدوارم جدیدتر شوه.چون یگان دانه ازی فکاهیها را در سایفهای دیگه خواندم.با احترام

  • 21/09/2013
    بخت محمدطوطاخيل نوشته است

    ديري خايسته توكي دي

  • 23/09/2013
    محمد نسیم نوشته است

    بسیارجالب بودوالله خوبش

  • 27/09/2013
    بشير احمد نوشته است

    فكاهي هاي خيلي جالب بود، منتظر فكاهي هاي جديدتر تان هستم، تشكر

  • 02/10/2013
    اسدالله نوشته است

    ښایسته ټوکې وې خو په ځیني قامونو باندې د ټوکو جوړول د خوابدي لامل کیږي. مننه

  • 31/12/2013
    رفيع الله نوشته است

    فكاهيات خو بسيار جالب بود امالطفابراي اقوام و قوم افغانستان نگويد

  • 08/02/2014
    mely نوشته است

    Besyar khanda dar bod degam amen qesim naweshta konin

  • 24/03/2014
    احمد فرزاد "وفا" نوشته است

    کدام نفر در جنگ رفت یکی از سربازان دشمن بمب دستی پرتاب کرد که مستقیم در مابین پای های این نفر افتاد تاکه فرار بکند بمب انفجار کرد وقتی دوباره به خانه برگشت برادر زادیش گفت کاکا مانده نباشی از جنگ بخیر آمدی گفت بچیم کاکا نگو عمه بگو تمام چیز از بین رفت

  • 24/09/2014
    مصطفی نوشته است

    هیچ ګاهی وردکی ها را توهین نکنید چرا ؟ افانستان جور نمی شود از خاطریکه ما به مردم به زبان لهجه هم قومی یکدیگر احترام نمی کنیم آگر احترام کنیم اتحاد همبستگی در وطن به وجود میاید وطن آباد است .

  • 29/10/2014
    سید برهان نوشته است

    فکاهیات خیلی جالبی را در ویب سایت تان نشر نموده اید، اما در آینده لطف نموده کوشش کنید تا توهین به یک قوم مشخص و مقدسات نشود، ممنون

  • 24/11/2014
    محمد نسیم شاهین نوشته است

    بهترین شوخی و جاگزین تبسم درلبان مردم همان است که هسچ ارزشی پامال نشود

  • 29/12/2014
    امان نوشته است

    همی برادر بیسواد ما آرش طاهری رو میگم نوشتن بلد نیست ب بقیه ادب یاد میده کسای که اعتراض دارن خوب خودشان بگن فکاهی یعنی چی

  • 25/04/2015
    Ahmad Fahim نوشته است

    یک اطرافی وقتی از تکسی پیاده شد ، دروازه را به شدت محکم کرده ، گفت: بر پدر خودت لعنت
    دریورگفت: او بیادر چرا دو میزنی مه خو تره چیزی نگفتیم
    اطرافی گفت: اگه تا حالی دو نزدی باز مه که رفتم حتماً خو دو می زنی

  • 10/07/2015
    shabnam نوشته است

    دورد بر همه خیلی جالب فکاهی ها. این توهین نیست در تمام کشور ها از اینگونه فکاهی ها است صرف به خاطر شوخی است کسی به خود نه گیرد…

  • 14/08/2015
    ارسلان نوشته است

    وله خوبش بود

  • 22/08/2015
    تنها حتال نوشته است

    لطفن دوستا به جای وردکی اگر خارجی یا پاکستانی بگوین بهتر است
    وردک هم از خاک افغانستان است توهین به وردک توهین به افغانستان است
    توهین بر خود ما است با احترام تنها حتال

  • 23/08/2015
    نازش نوری نوشته است

    لطفا دوستا به جای وردک اگه اسم دگه بگویین خوب میشه

  • 05/09/2015
    سندس ضیا نوشته است

    سلام دوستان عزیز این فکاهیات هیچ معنای ندارد فکاهیاتی را شما بگویید که راستی باشد زیرا که رسول “صلی الله علیه و سلم” مزاح نمی گفت مگر مزاح راست. رسول الله می فرماید افسوس بر کسی که سخن میزند و دروغ میگوید تا که مردم خنده کند افسوس بر وی افسوس بر وی. و الله تعالی می فرماید: “یاایهاالذین آمنوا لایسخر قوم من قوم عسی ان یکون خیرا منهم و لا نساء من نساء عسی ان یکون خیرا منهن و لا تلمزوا انفسکم و لا تنابزوا بالالقاب”.

  • 06/09/2015
    ذاکر نوشته است

    فکاهی هایتان بسیار جالب و خنده دار است امید است همیشه ذهن باز داشته باشید.

  • 31/01/2016
    ابوبکر نوشته است

    سلام.لطفا به یکدیگر توهین نکنید.

  • 11/02/2016
    محمد مقیم "روفی" نوشته است

    تشکرازدوستان که فکاهیات جالب را نشرمینمایند اما متمنی ام به تمام اقوام ، ملیت ، زبان ، سمت احترام شود زیرا افغانستان خانه مشترک تماما ملت افغانستان است . خنده قلب را تازه مینماید .
    یک فکاهی ازطرف خود میگویم آرزومندم نشربفرماید.
    معذرت میخوههم شوخی ادبی تلقی شود.

  • 03/03/2016
    Admin نوشته است

    دوست گرامی؛ محمد مقیم “رؤفی”، تشکر از فکاهی زیبای تان.
    فکاهی تان با نام خودتان در سایت نشر شد.
    به امید همکاری های بیشتر شما.

  • 27/07/2016
    حبیب الله مینه پال نوشته است

    بییسار علی

  • 20/10/2016
    dinmohamad darwish نوشته است

    برادر توهین به یک قوم خوب نیست به جای وردکی نام پاکستانی را بنوسید دال خور ها را

نظری بدهید